قاصدون

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت قاصدون


برگزاری مراسم ترحیم «مریم میرزاخانی»
امیدهای والیبال ایران به اندونزی رسیدند
احضار کاردار کویت به وزارت خارجه
دو طلا، سه نقره، یک برنز

۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است


الهى پیش از تشنگى آب از چشمه ‏سار مى‏ جوشد
و تشنه تشنه است
و پیش از گرسنگى گندم از کشتزار می روید
و گرسنه گرسنه است
عشق‏ است که در همه ساریست
بلکه یکسره جز عشق نیست.
علامه حسن زاده آملی حفظه الله


مشاهده آنلاین و دانلود فیلم:

سگ بهتر است یا تارک الصلاه؟!



جابر ابن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى که چگونه و براى چه مى‌باشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد صلّى الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما. 


امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد.
دومین تکبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حرکت و سکون نمى‌باشد.
سومین تکبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه کرد.
چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.
پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌کند.
ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى رکوع آن است که مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از رکوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.
و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده‌اى.
و همین که دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى‌گردانى؛
و چون سر بلند کنى گویى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله مى‌باشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.


منبع:   مستدرک الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5 /  بحار الانوار:، ج 84، ص 253، ح 38.

سوالی که ممکن است در بحث نزول قرآن کریم به ذهن ما برسد این است که در خیلی از مواقع، ممکن است روزی آیه ای بر پیامبر نازل شده باشد و آیه ای نیز چند سال بعد بر ایشان فرو آمده باشد، اما این دو آیه در مصحف پشت سر هم قرار گرفته باشند. پس آیا ترتیب فرآنی که در مصحف است با قرآنی که بر پیامبر نازل شده است منطبق نیست؟

جواب از این پرسش مهم این است که قرآن دارای دو نزول است. نزول دفعی که یک باره در شب قدر بر جان پیامبر نازل شده است (انا انزلناه فی لبله القدر) که از آن تعبیر به انزال میشود و یک نزول تدریجی (و نزّلنا القرآن للذکر) که از آن تعبیر به تنزیل میگردد.

قرآنی که به صورت انزال و دفعۀ بر پیامبر فرو آمده است از حیث ترتیب دقیقا مطابق با همین مصحف و ترتیب سور و آیاتش است اما از حیث نزول تدریجی آیات قرآن است که ممکن است آیه ای با آیه قبل خود از نظر زمانی تطابق نداشته باشد.

و لذا کسانی که به جناب شیخ طبرسی ( که در تفسیر مجمع البیان سبب پشت سرهم آمدن و ارتباط آیات را بیان نموده) اشکال کرده اند از این نکته غافل بوده اند.

برای روشن تر شدن مطلب به یکی از فرمایشات علامه حسن زاده آملی حفظه الله تشرف رجوع می کنیم،ایشان در کتاب هزار و یک نکته خود این چنین نگاشته اند:

"مرحوم طبرسى در تفسیر شریف مجمع البیان در بسیارى از مواضع در بیان ترتیب سور و ارتباط آیات سخن مى‏ گوید. این بیان راجع به قرآن انزالى است نه تنزیلى نجومى، چه ترتیب سور و آیات به ترتیب تنزیلى نیست ولى به امر رسول الله صلى الله علیه و آله بعد از نزول هر سوره و آیه به همین ترتیب بین دفتین که در میان مسلمانان متواتر است و بصورت انزالى آن است مرتب شده است و بیان تفصیلى آن را در رساله فصل- الخطاب فى عدم تحریف کتاب رب الارباب آورده‏ ایم.
بعضى را دیده ‏ام که قدح و طعن در بیان یاد شده طبرسى دارند بر اثر عدم توجه به این نکته علیا."

هزار و یک نکته، نکته 573
از این فرمایش مهم و البته مجمل چند نکته برداشت میشود:
1. قرآن دارای دو نزول انزالی (یک دفعه) و تنزیلی (تدریجی) است.
2.ترتیب سور و آیات مطابق با قرآن تنزیلی نیست، بلکه بر اساس قرآن انزالی است.
3. ترتیب سور و آیات در قرآن ما بین الدفتین به امر خود پیامبر صلی الله علیه و آله و در زمان خود ایشان معین شده است.
4. در قرآن هرجا سخن از انزال است ناظر به نزول انزالی و دفعی
(انا انزلناه فی لبله القدر) و هر جا سخن از تنزیل است ناظر به نزول تدریجی قرآن است (و قرآنا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث و نزّلناه تنزیلا).
5. جناب امین الاسلام طبرسی که در تفسیرش از ارتباط آیات بحث میکند، ناظر به قرآن انزالی است نه تنزیلی.

زبان عربی زبانی با لطافتهای بسیار زیاد است. کلماتی با حروف کم و معنای عمیق دارد، جملاتی کوتاه و مفاهیم ژرف دارد. و به نص قرآن کریم (لسان عربی مبین) است و لذا باید در ترجمه و انتقال معانی از عربی به سایر زبان ها دقت و ظرافت خاصی را به کار برد. در این مطلب قصد داریم جمله ای عربی را با توجه به این لطافت و ظرافت و با اسناد به کتب اصیل ادبیات عرب معنا کنم.

معمولا در ترجمه جمله حضرت زینب سلام الله علیها که فرمودند: (ما رأیت الا جمیلا) اینگونه ترجمه میکنیم که (من به جز زیبایی چیزی ندیدم). اما وقتی دقتی در الفاظ و کلمات کنیم، معنا و مفهوم دیگری استنباط می شود.

برای فهم معنای صحیح این عبارت به کتاب البهجه المرضیه سیوطی که هر شخصی برای فهم دقیق زبان عربی باید آن را بخواند، مراجعه میکنیم. در این کتاب در باب "ابنیه اسما الفاعلین و الصفات المشبهه"، تک تک وزن های صفت مشبهه را نام می برد تا این که به وزن فعیل میرسد و میگوید:

"و فَعل بسکون العین اولی و فعیل بفعُل بضمها من فاعل و غیره کالضخم و الفعل ضخُم و الجمیل و الفعل جمُل."

یعنی: ساختن صفت مشبهه با وزن فَعل با سکون حرف عین و وزن فعیل، که از فعلی با وزن "فَعُل" ساخته میشود بهتر از وزن فاعل و غیر فاعل است. به تعبیر آسانتر صفت مشبهه اگر از فعلی با وزن فعُل مشتق شده باشد بر وزن فُعل و فعیل می آید. مثل ضُخم و جمیل.

پس فهمیدیم که جمیل صفت مشبهه است و صفت مشبهه شبه فعل است یعنی مثل فعل داخلش ضمیری دارد، بر خلاف مصدر و اسم مصدر که دارای ضمیر نیستند.

نتیجه:

اگر جمله به این صورت بود که (ما رأیتضخیم الا جمالا)، به این معنا بود که ما معنا می کنیم، یعنی (چیزی به جز زیبایی ندیدم)، زیرا جمال اسم مصدر است و همانطور که اشاره شد اسم مصدر ضمیری در دل خود ندارد. اما عبارت به این صورت است که (ما رأیت الا جمیلا) و جمیل صفت مشبهه است و همانطور که گفتم ضمیری در درونش وجود دارد، پس باید طوری معنا شود که ضمیر داخل آن هم در ترجمه بیاید، اعنی بگوییم: (چیزی به جز صاحب جمال ندیدم).

ناخودآگاه وقتی به این صورت معنا میکنیم به یاد آن حدیث قدسی هم می افتیم که (ان الله جمیل و یحب الجمال) و معنای دقیق آن مشخص می شود.

به نظر شما چطور میتوانیم به بالاترین درجات بهشت برسیم؟ برای یافتن پاسخ این سوال، محضر اهل بیت و قرآن کریم میرویم:
امام علی علیه اسلام به فرزندشان محمد بن حنفیه فرمودند:

واعْلَم أنَّ درجاتِ الجَنَّةِ على عَدَدِ آیات القُرآنِ، فَإذا کانَ یَوْمُ القِیامَةِ یُقال لِقارِئ القُرآنِ‏: اقْرَأ وارْقَ‏ (1)
بدان درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است، در روز قیامت به قاری قرآن گفته می شود:
 بخوان و بالا برو.



سوال:
مگر تعداد آیات قرآن چقدر است که درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است؟
جواب: آیات قرآن بی نهایت است،
زیرا در خود قرآن آمده است:
وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (2)

و اگر همه درختان روی زمین قلم شوند و دریا مرکب و هفت دریای دیگر به مددش بیاید، سخنان خدا پایان نمی یابد و خدا پیروزمند و حکیم است

و لذا درجات بهشت هم بی نهایت است.

نتیجه:
1. آیات قرآن بی نهایت است.
2. درجات بهشت بی نهایت است.
3. در روز قیامت هر چه بیشتر قرآن شده باشی بالاتر می روی زیرا امام فرمود: اقرا و ارق (بخوان و بالا برو).
پس دوست عزیز:
هر مقامى از مقامات قرآن را قرائت کرده اى توقف مکن و بالا برو که آن را مقامات دیگر است و خبرهائى است.

پی نوشتها:
1). من لا یحضره الفقیه: ج 2 ص 627 ح 3215
2). سوره لقمان، آیه 27

علامه حسن زاده آملی حفظه الله از قول استادشان مرحوم آقاى شیخ محمد تقى آملى رحمه الله علیه نقل کردند که ایشان مى فرمود:
 آقا! درس ‍ خواندن و به جایى رسیدن بایستى با جان کندن همراه باشد، با تنبلى نمى توان به جایى رسید. بدانید هر فصلى نمى شود درس خواند، قدر جوانى تان را بدانید، همین الان وقت درس خود شماست . هر چقدر الان بیشتر زحمت بکشید در آینده کارتان سبک تر است ؛

هر که سخن با سخنى ضم کند         قطره اى از خون جگر کم کند

عالم بر اساس طهارت و پاکی خلق شده است و لذا انسان باید بر اساس اصل عالم که همانا طهارت و پاکی است زندگی کند تا با جهان آفرینش که پاک و طاهر است هماهنگ باشد.
لذا در روایت از حضرت رسول نقل شده است که: (دم علی الطّهاره یوسع رزقک) (1)، یعنی بر پاکی و طهارت، مداومت و استمرار داشته باش تا روزی ات توسط رزاق و فیاض علی الاطلاق، افزایش یابد. پس سبب مزید و افزایش روزی طهارت است.


حال، جهان آفرینش به این پاکی عصاره ای از خود را به عنوان نطفه ای در رحم مادری قرار می دهد و وظیفه مادر این است که این امانت ارزشمند را طاهر به نظام عالم تحویل دهد، همان طور که طاهر از نظام طاهر آفرینش به امانت گرفته بود و اگر در زمین طاهر رحم مادر، درخت خبیثه ای متولد گردد و رشد پیدا کند، مقصر کسی نیست جز همان مادر و الّا عالم طاهر، رحم طاهر، پس چرا فرزند متولد شده ناطاهر؟
سوال: مادر چه کند تا این امانت طاهر جهان طاهر آفرینش را 9 ماه حفاظت کند و شجره طیبه ای را تحویل نظام عالم دهد؟
جواب یک کلمه است: طهارت. باید مادر طاهر باشد تا فرزندی طاهر تحویل دهد.
طهارت تنها به این جنبه ظاهری که شامل پاکی از کثافات و نجاسات می شود منحصر نیست، بلکه جنبه اهمّ طهارت طهارت باطنی است.
تأمین طهارت ظاهری با وضو و غسل محقق می شود. مادر باید هنگام بارداری و شیردهی وضو داشته باشد. علامه حسن زاده آملی حفظه الله در جایی فرمودند:
"از آشنایان ما خانمى دو تا پسرش شهیدند، به من گفت: آقا من به فرموده روحانیون بر منابر، هیچگاه فرزندم فلانى را بى‏ وضو شیر نداده‏ ام، حتى در شبهاى زمستان که به گریه مى‏ آمد، اول وضو مى ‏گرفتم و بعد او را شیر مى ‏دادم. باید به این مادر گفت: طوبى لک و حسن مآب که فرزندت هم از پستان پاک شیر خورده است‏  و هم مشمول آیه کریمه؛ وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ شده است‏"(2) (3)
در مرتبه طهارت باطنی مادر باید حداقل چشم، گوش و زبان خود را مصون نگه دارد. نباید هر چیزی را ببیند، نباید دروغ و غیبت و تهمت و یا حرف رکیکی را بگوید که اینها از تغذیه نامناسب هم بر فرزند اثرات بیشتری می گذارند. (اما متأسفانه اکثری در زمینه تغذیه مراعات می کنند و از این امور مهم غافل اند). یکی دیگر از نکات مهم این است که مادر سوء ظنّ نداشته باشد.

نکته مهم:
خیلی از مشکلات فرزندان مثل فلج شدن یا بیماری صرع یا نابینایی و... به خاطر بی احتیاطی های پدر و مادر هنگام انعقاد نطفه و بارداری و شیردهی است. در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به امام علی علیه السلام بیش از 50 دسـتورالعمل هنگام انعقاد نطـفه را ایراد میکنند که توجه به این دستورات بسیار مهم است.


تتمه: علاوه بر اینکه مادر به فرموده قرآن کریم (والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین) (4) دو سال کامل به فرزندش شیر می دهد باید تا هفت سالگی او را در سه بخش تقویت کند: به گونه ای که:

1. فرزندش خوب بخورد.

2. خوب بازی کند.

3. خوب بخوابد.

و همچنین باید مراقب فرزندش باشد که حرف رکیک یاد نگیرد. اگر فرزند در این هفت سال اول عمرش بازی خود را تمام و کمال انجام ندهد، در بزرگسالی بازیگری می کند و عقده کودکی اش را در نوجوانی و جوانی با کارهای خلاف و بیهوده خالی می کند. لذا غالبا کودکانی که تا 7 سالگی خوب بازی می کنند و پر جنب و جوشند در بزرگسالی آرام و پخته می شوند. مادر همچنین باید به پدر گوشزد کند که نان حلال به خانه بیاورد که نان حلال هم اثر به سزایی در تعالی خانواده دارد.


خاتمه: اگر مادر طهارت را رعایت کند ان شاء الله فرزند مستقیم بار می آید و قابلیت تبدیل شدن به شجره طیبه را خواهد داشت.

أَلَمْ تَرَ‌ کَیْفَ ضَرَ‌بَ اللَّـهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَ‌ةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْ‌عُهَا فِی السَّمَاءِ تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَ‌بِّهَا ۗ وَیَضْرِ‌بُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُ‌ون.(5)

(ای رسول) آیا ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت پاک و زیبایی مثل زده که اصل ساقه آن برقرار باشد و شاخه آن به آسمان (رفعت و سعادت) بر شود؟ و آن درخت پاک و زیبا به اذن خدا همه اوقات میوه‌های مأکول و خوش دهد. و خدا (این گونه) مثل‌های واضح برای تذکر مردم می‌آورد.
 
پی نوشت:

1. بحارالانوار، جلد 105، صفحه 16

2. سوره آل عمران، آیه 169

3. بخش اول سخنرانى حضرت علامه ابو الفضائل حسن ‏زاده آملى به مناسبت بزرگداشت هفته معلم در جمع فرهنگیان منطقه 2 آموزش و پرورش قزوین اردیبهشت 1373

4. سوره بقره، آیه 233

5. سوره ابراهیم، آیه 24 و 25

تهران موزیک
طراحی چت روم
متخصص زنان و زايمان
مشاوره سئو
درج آگهي رايگان
پيگيري وام ازدواج
باران چت
ناز چت
چت روم فارسی
بارکد خوان فروشگاهی
دکتر سلام
ققنوس چت
نونوچت/نونوگپ/نونوفان